است، تثبيت كرد. نص قرآن، بنابر تعريف، كامل است. از اين لحاظ ميان قرآن و عهد عتيق، فرقي اساسي وجود دارد. تعداد كمي از مسيحيان
عهد عتيق را به زبان عبري ميخوانند. آنان بايد بدين قانع باشند كه ترجمههايي كمابيش دور از متن اصلي را مورد استفاده قرار دهند. متن اصلي هر قدر هم محتملاً كامل بوده باشد، ترجمهها ناچار دستخوش نقصهاي بيشمار بشري خواهد بود. مسلمانان بر اثر ممنوعيت ترجمهٴ كتاب مقدسشان از آن برحذر ماندند. يكي از نتايج مهم اين محدوديت نه تنها ايجاد پيوندي ديني، بلكه در عين حال رابطهٴ همزباني، در ميان همهٴ مسلمانان سراسر جهان بود، پيوندي مقدس و مستحكم.
بدين ترتيب، عربي زباني مقدس و ضروري بود. در اثناي قسمت اعظم قرون وسطي، عربي يكي از زبانهاي مهم دنيا بود، و از سدهٴ هشتم تا يازدهم عملاً مهمترين عامل انتقال تمدن بهشمار ميرفت.
از آنچه گفته شد نبايد نتيجهگيري كرد كه ادبيات عربي با ظهور آيين اسلام پديدار شد.
برعكس، قبايل عرب زبان دورهٴ جاهليت، ادبيات قابل توجهي، مخصوصاً به صورت شعر پرورش داده بودند. با اين حال، اسلام بود كه آن زبان را تثبيت كرد و بدان جنبهٴ بينالمللي بخشيد. اگر اين زبان ركن مقدس اسلام نبود، به جاي اين كه يكي از چند زبان عالم شود، به صورت يك گويش قبيلهاي باقي ميماند.1
سياست كليساي كاتوليك رومي را ميتوان با سياست جامعهٴ اسلامي مقايسه كرد. آن سياست براي زبان لاتيني همان اندازه مفيد بوده كه اين سياست براي زبان عربي. كليساي رومي هرگز به خواندن كتاب مقدس به زبان بومياش ترغيب نكرده است. از طرف ديگر، ترجمهٴ لاتيني قديس جروم (نك نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم) موسوم به
وولگات تماماً مورد تصديق قرار گرفته و اعتبار ديني يافته است و كشيشان مجبور و عامه مجاز به مطالعهٴ آن بودهاند. به علاوه، لاتيني زبان عبادتي و رسمي آن كليسا بوده و هست. زبان لاتيني هرجا كه هنوز به حيات خويش ادامه ميدهد در اصل مديون كليساي كاتوليك رومي است.
زبان تبتي نيز در همان زمان مانند زبان عربي تبلور يافت. اين زبان در حفظ و انتقال آيين بودا سهم مهمي داشت. يادداشت مرا راجع به بودائيت تبت در فقرهٴ ب ببينيد.
لو فا - ين
لو فا - ين2 در پايان سدهٴ ششم و آغاز سدهٴ هفتم برآمد. با دستياري ين چيه - تيوئي (نك نيمهٴ